ترابعلی احمدی بنیان گذار کشتی در ایذه و یکی از پیشکسوتان مدال آور وزنه برداری در گفتگویی در مورد برکنار شدن از آموزش و پرورش و فعالیت های ورزشی و هنری خود به سوالات خبرنگار طلوع زاگرس پاسخ داد.

طلوع زاگرس: لطفا خودتون معرفی بفرمائید؟

ترابعلی احمدی هستم متولد ۱۳۳۰ در شهرستان ایذه مدتی در دانشگاه تهران جامعه شناسی خواندم و در سال ۱۳۷۰ از دانشگاه آزاد اسلامی ایذه لیسانس زبان و ادبیات فارسی دریافت کردم و اکنون بازنشسته آموزش و پرورش هستم.

طلوع زاگرس: ورزش را از چه سالی واز کجا شروع کردید؟

احمدی: سال ۱۳۴۶ پس از پایان دوره ی سه ساله ی اول دبیرستان برای ادامه تحصیل به اهواز رفتم و از طریق آقا ی لهراسب محبی با ورزش کشتی آشنا شدم. نتیجه ی این عاشقی مردود شدن حقیر که دانش آموز زبده ی شهرمان بودم گردید.

طلوع زاگرس: استاد در چه رشته های ورزشی فعالیت داشتید؟

احمدی: خدمت شما عرض کردم شروع ورزش من با کشتی بود ولی در رشته وزنه برداری تا حد قهرمانی پیش رفتم.

طلوع زاگرس: استاد با این صحبتها می توان گفت به نوعی حضرتعالی یکی از بنیانگذاران کشتی در ایذه هستید؟

احمدی: علاقه مندی آن زمان ما به هر رشته ورزشی ناشی از توانمندی جسمی بود که بر همگان رجحان داشتم ولی کافی نبود توانایی جسمی بدون توانمندی عقلی ره به جایی نخواهد برد و در آن شرایط سنی محتاج راهنمایی بودم که متاسفانه بنده بی بهره بودم، پس از اتمام تحصیلات در سال ۵۳ به استخدام آموزش و پرورش در آمدم در آن زمان آموزش و پرورش در ضلع غربی استادیوم بین دو جایگاه سالن کوچکی به ابعاد ده در ده وجود داشت که با زحمات بسیار چند عدد تشک و برزنت فرسوده ای فراهم نمودیم و کشتی را راه انداختیم عکسی از اولین افراد آنزمان داشتم که متاسفانه مفقود گردیده است ولی اسامی بعضی از آن افراد را بیاد دارم که عبارتند از :مرحوم ایرج احمدی، شهید سرهنگ احمدقلی سرقلی، نادری، علی نقی احمدی، علی احمدی، محمد قاسم ارجمندی، قربانعلی صیدعالی، بخشعلی علیزاده ، صفدری، مرحوم غلامشاه احمدی، فریدون کیکاوسی، حمید سلیمانی و بخشعلی احمدی.

طلوع زاگرس: استاد آن زمان با چه مربیانی کار می کردید؟

احمدی: آقای صفدری کارمند بانک ملی بود مربی حرفه ای نبود ولی گاه به ما فنونی را آموزش و تذکر میداد آقای خسرو کیانی که تازه داماد ما ایذه ای ها شده بود هر وقت به ایذه تشریف می آورد از دانسته های خود ما را بی بهره نمی گذاشت، به هر صورت خود به مکتب نرفته خویش را مربی می دانستم. تا سال ۵۵ احساس کردم در این رشته به علت عدم وجود مربی امکان رشد نیست لذا کار را به آقا ی نسیمی سپردم.

طلوع زاگرس: وزنه برداری را از چه سالی شروع کردید؟

احمدی: با حضور آقایان حاج بهمن دهدار و مرحوم اسکندر کاکولکی به وزنه برداری روی آوردم و در سال ۵۶ در استان در وزن ۵۶ اول شدم و در سال ۵۷ در مسابقات وزنه برداری کشوری که با حضور تیم های شوروی سابق و پاکستان در تبریز برگزار شد با وزن ۵۴ کیلو گرم با ۹۰کیلو در یک ضرب و ۱۱۰ کیلو در دو ضرب به مقام چهارم رسیدم. با شروع انقلاب از ورزش دست کشیدم و با شور در اعتراضات شرکت می کردم و سرانجام در سال ۵۹ از آموزش و پرورش اخراج شدم.

طلوع زاگرس: استاد آیا در حال حاضر از تجربیات گران بهای حضرتعالی در ورزش استفاده می شود؟

احمدی: متاسفانه خیر

طلوع زاگرس: استاد اوضاع ورزش ایذه را چطور می بینبد؟

احمدی: گاه و بیگاه به سالن های ورزشی سر میزنم، ولی کسی مرا نمیشناسد، از این رو از اوضاع ورزش ایذه چندان اطلاعی ندارم.

طلوع زاگرس: استاد چه صحبتی با مسئولین دارید؟

احمدی: مسئولین مسئول حفظ صندلی خویش اند، با حافظان صندلی صحبتی ندارم.

طلوع زاگرس: چه حرفی با جوانان دارید،؟

احمدی: گرچه گفته اند عقل سالم در بدن سالم است ولی ناقص جسمانی بوده اند که عقلی سالم داشته اند همانند استیون ها و کینگ انگلیسی و… جوان با عقل ورزش می کند برای سلامتی جسم نه برای قهرمانی که اگر وارد این حوزه شد به خصوص در مملکت ما عمر می بازد.

طلوع زاگرس: استاد در حال حاضر چه کارمی کنید؟

احمدی: به نوشتن مشغول هستم، کتاب اولم که مجموعه ای از داستان کوتاه است بنام (بر تیغ بی قراری) در سال ۸۲ به چاپ رسید اکنون به چاپ هفتم رسیده است، مقدمات کتاب دوم خود را که آن نیز به صورت مجموعه ای از داستان کوتاه است بنام خوان هشتم فراهم گردیده که اگر عمری باقی ماند به زودی به چاپ خواهد رسید.

طلوع زاگرس: برای پیشرفت ورزش ایذه چه راهکاری را پیشنهاد می دهید؟

احمدی: نه برای ورزش ایذه بلکه برای کل مملکت ایران بر این باورم که اگر هزینه ای که از طرف نظام برای مبارزه با مواد مخدر صرف می شود صرف بسط و گسترش میادین ورزشی و توجه به ورزشکاران شود صد ره نتیجه ی بهتری تحصیل می شود.

طلوع زاگرس: استاد احمدی در پایان اگه صحبتی دارید در خدمت شما هستیم؟

احمدی: در وهله اول تقدیر و تشکر از شما که به فکر ما پیشکسوتان هستید و امیدوارم تمام مردم سرزمینم در آرامش وآسایش و سلامتی زندگی کنند.

  • نویسنده : فیروز بیگلری